العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

79

شرح كشف المراد ( فارسى )

جسمانى قديما قادرا يكون هو الذي اوجد العالم الجسمانى بالقدرة و الاختيار ؟ ولى جواب اين اشكال هم آنست كه : بر فرض چنين واسطهء مختارى در كار باشد مىگوئيم چنان كه خود او معلول حق است كمال وجودى او هم معلول خدا است پس قدرت و اختيار او هم آفريده خدا است و محال است كه فاقد كمال معطى كمال باشد : ذات نايافته از هستى بخش * كى تواند كه شود هستىبخش خشك ابرى كه بود ز آب تهى * نايد از وى صفت آب دهى پس بايد خود خداوند قادر و مختار باشد تا معلولى را كه قادر مختار است بيافريند . اعتراض دوّم : اين اشكال كلى بوده و بر تمام فاعلها وارد مىگردد و مستشكل مدعى است كه اصولا فاعل مختارى در عالم نيست بلكه كليهء فاعلها موجبند ، بيان ذلك : هر فعلى از هر فاعلى اگر بخواهد صادر شود منوط به اينست كه تمام شرائط صدور آن فعل محقق باشد و ببيان ديگر همهء اجزاء علت تامه موجود باشد و به عبارت سوّم همهء جهات مؤثريت در آن فاعل جمع باشد اين قانون در فاعلهاى طبيعى مثل آب و آتش و . . . جارى است و در فاعلهاى بالارادة مثل انسان و خدا هم سارى مىباشد آنگاه اگر تمام اين شرائط و مقدمات و جهات تأثير در يك فاعلى فراهم باشد صدور فعل از اين فاعل واجب و ضرورى خواهد بود زيرا كه تخلف معلول از علت تامه محال است و اگر با وجود همه جهات مؤثريت اين فعل صادر نشد بايد بدانيم كه دچار اشتباه شده‌ايم و به خطا پنداشته‌ايم كه همهء جهات تأثير هست غافل از اينكه نيست . و اگر همهء آن شرائط فراهم نباشد صدور الفعل من هذا الفاعل